تبليغاتX
نی
نی نوای بینواست


 

دواي درد عاشق را كسي كو سهل پندارد

 

ز فكر انان كه در تدبير درمانند در مانند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 21:48  توسط محمررضا  | 

 

عاقلان نقطه پرگار وجودندولی

  

                       عشق داندکه در این دایره سر گردانند          

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 21:8  توسط محمررضا  | 

یه روز از پشت نقاب خاطره / از پس نگاه اشک آلود من
خواب کبوترهای بی بالو ببین / فرصت زندگی مارو ببین
* * *
زندگی فرصت پیدا کردن پنجره هاست
آسمونو دیدن و پریدنه
وقت پیدا شدن حادثه هاست
پشت سر گذاشتن موانعه
زندگی فرصت هر تجربه نیست
دیدن بیراهه های عمر نیست
زندگی فرصت زندگیه
فرصت حسرت نیست
 
بر زمین افتاده پخشیده ست
دست و پا گسترده تا هر جا
از کجا ؟
کی ؟
کس نمی داند
و نمی داند چرا حتی
سالها زین پیش
این غم آور وحشت منفور را خیام پرسیده ست
وز محیط فضل و شمع خلوت اصحاب هم هرگز
هیچ جز بیهوده نشنیده ست
کس نداند کی فتاده بر زمین این خلط گندیده
وز کدامین سینه ی بیمار
عنکبوتی پیر را ماند ، شکن پر زهر و پر احشا
مانده ، مسکین ، زیر پای عابری گمنام و نابینا
پخش مرده بر زمین ، هموار
دیگر ایا هیچ
کرمکی در هیچ حالی از دگردیسی
تواند بود ؟
من پرسم
کیست تا پاسخ بگوید
از محیط فضل خلوت یا شلوغی
کیست ؟
چیست ؟
من می پرسم
این بیهوده
ای تاریک ترس آور
چیست ؟
 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 17:34  توسط محمررضا  | 

 

ناله مظلوم بر اهن سرايت مي كند

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 0:48  توسط محمررضا  | 

نشنو از نی نینوای بینواست        بشنو از دل دلحریم کبریاست

نی چو سوزد تل خاکستر شود     دل چو سوزد محفل دلبر شود

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 20:8  توسط محمررضا  | 

 

ور سخنها عالمي را سوختند    

ظالم آن قومي كه چشمان دوختند

عالمي را يك سخن ويران كند

روبهان مرده را شيران كند

اين كلام حضرت مولانا است در همه دوران تلخ و شيرين بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 22:30  توسط محمررضا  |